هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )
513
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )
پرسيدند اى فرزند رسول خدا چگونه چنين شود ؟ مىفرمود : آن كس حسود است چه هميشه در نگرانى است و حال آنكه كسى كه مورد حسد قرار گرفت راحت است . و به آنها مىفرمود : كسى كه ادعا كند مال را دوست ندارد به نظر من دروغگوست و اگر بدانم كه او راستگو است به نظر من احمق است و مىفرمود : برنياورده شدن نياز بهتر از آن است كه آن را از جز اهل آن درخواست كرد . مردى از سياست ، از ايشان پرسيد فرمود : سياست آن است كه حقوق خدا ، حقوق رفتگان و حقوق زندهها را رعايت كنى ، حقوق خدا ادا كردن چيزهايى است كه خواسته است و خوددارى از آنچه كه نهى كرده است و حقوق زندهها آن است كه در رابطه با برادرانت ، وظيفهء خود را انجام دهى و از خدمت به امت خود ، سر باز نكنى و در برابر ولى امر همان اخلاصى را كه او در برابر امتش نشان مىدهد ، نشان دهى و هرگاه از راه درست و راست ، منحرف گشت ، صداى خود را در رويارويى با وى ، بلند كنى و حقوق اموات و رفتگان عبارت از آن است كه نيكيهاى آنان را ياد كنى و از كارهاى زشت ايشان درگذرى كه آنان را خدايى است كه به حساب و كتاب مىكشد . روزى معاوية بن ابى سفيان گفت : ما در حكومت خود چه كار بايد بكنيم ؛ امام ( ع ) فرمود : آنچه را كه سليمان بن داود گفت . معاويه پرسيد اى فرزند رسول خدا ، سليمان چه گفت ؟ فرمود : او به يكى از همنشينان خود گفت : آيا مىدانى كه پادشاه در ملك خود چه بايد كند و انجام چه كارهايى برايش زيانى ندارد اگر در نهان و آشكار از خداى بترسد و در خشم و خشنودى عدالت را رعايت كند و در فقر و دارندگى ، اقتصاد پيشه كند و اموال را غاصبانه نگيرد و به اسراف و تبذير آنها را نخورد و از جمله كارهايى كه زيانش نمىرساند بهرهورى از دنياى خود ، به هنگام مناسب است . و در تحف العقول آمده است كه كسى از وى خواست تا يكى از همصحبتان و دوستانش باشد به او فرمود ( ص ) : مبادا كه ستايشم كنى كه من از تو بر خودم آگاهترم و دروغگويم بشمارى كه دروغگو ، نظرى و ايدهاى ندارد يا نزد من از كسى غيبت كنى آن مرد پس از شنيدن اين شرايط به امام ( ع ) گفت : اجازه دهيد كه مرخص شوم ، فرمود : آرى اگر مىخواهيد برويد . در حالى كه مشغول طواف خانه كعبه بود كسى از وى درباره معناى « جواد » ( بخشنده ) پرسيد به او فرمود : پرسش تو دو جنبه دارد اگر در مورد مخلوق مىپرسى جواد كسى است كه آنچه وظيفه دارد ادا كند و بخيل كسى است كه از آنچه كه وظيفه دارد ،